دیشب تا نزدیکای دو و نیم بیدار بودیم و از شوق اصلا خوابمون نمی برد! تا ساعت یک تقریبا فهمیده بودیم که برد با ماست! این تی وی می خواد کم کم نتایج رو اعلام کنه! در حالیکه مردم همه از نتیجه قطعی و نهایی خبر دارن!
دیشب دیگه تصمیمم قطعی شد واسه اینکه صبح بیدار شم و برم آزمایش بدم... خلاصه که هم به مامان و بابام گفتم بیدارم کنن هم اینکه خودم آلارم گوشیم رو گذاشتم رو هفت و نیم...
خلاصه با کلی بدبختی صبح بیدار شدم... با بابام رفتم بیمارستان. چشمتون روز بد نبینه که دقیقا از 4 نفری که اونجا بودن 3 تاشون دانشجوهای خودمون بودن! وای ی ی ی ی اصلا نمی تونستم اون پسره که اونجا بود رو تحمل کنم! خلاصه که نشستم و همون پسره اومد ازم خون گرفت... اصل خون گرفتن اینکه وقتی نیدل می ره تو رگ باید گارو رو باز کنی تا جاش کبود نشه! بعد این خون رو گرفت و وقتی نیدل رو درآورد می خواست گارو رو باز کنه... منم هولش کردم که الان کبود می شه و از این چیزا... :دی حالا هم یه گردالی کوچولو کبود شده... تازه شایدم بیشتر بشه!
بعد هم که باید نمونه ادرار محترم رو می دادم و این اولین بارم بود که همچین کار چندشی باید می کردم... یه چیز جالب اینجاست اونم اینه که ما همیشه آموزش می دیم به مریضامون که نمونه باید چه جوری باشه اون وقت انجام دادنش واسه خودمم سخت بود... بدتر از همه اون قسمتیه که نمونه به دست باید از اونجا بیای بیرون و نمونه رو بذاری تو قسمت بقیه نمونه ها :دی منم تند تند در حالیکه بقیه مخصوصا اون پسره هواسش به خون گرفتن بود نمونه رو گذاشتم اونجا و تندی اومدم بیرون :دی
دو هفته پیش وقتی ایلام بودم قرار شد برم آزمایش بدم. به یکی از استادام هم گفتم و اون برام آزمایشات رو نوشت تو دفترچه ام! بعدش من چون همیشه واسه آزمایش یا آزمایشگاه داییم رفتم یا بیمارستان و همیشه هم با بابام رفتم هیچ وقت پول نداده بودم و اصلا هم در جریان نبودم که هزینه یه CBC ساده چقدر گرونه! بعد هم می گفتن نتیجه ای که آزمایشگاه بیمارستان می ده اصلا قابل اطمینان نیست و از این حرفا... خلاصه منم خسیس بازیم گل کرد و گفتم فایده نداره واسه چند تا آزمایش ساده کلی پول خرج کنم... تنها جایی که می موند واسه آزمایش که نتیجه اش خوب می شد آزمایشگاه مرکزی بود...
منم صبح خیلی شاد و خرم پا شدم رفتم اونجا و بماند که چه جوری پیداش کردم! جاتون خالی نبودید ببینید که اونجا چــــــــــــــــــقدر شلوغ بود! مردم صبح زود با پتو (!) اومده بودن صف گرفته بودن! خلاصه که منم دفترچه ام رو دادم و بالغ بر صد نفر جلوم بودن... هلک و هلک رفتم کنار یه پیرزنه نشستم که نفر 75 بود.... در اون حین همش داشتم به این فکر می کردم که خدایا آخه من چه جوری با نمونه ادرار از اون ور بیام این ور... که بعدا متوجه شدم که همه نمونه ها رو تو همون دستشویی ها می ذارن و بعدا همه رو با هم می برن تو خود آزمایشگاه!! ولی نمی دونم چرا خیلیا اسکل بازی در می آوردن و نمونه رو با خودشون تا آزمایشگاه حمل می کردن!!! خلاصه که بعد از کلی معطل شدن و خالی شدن آزمایشگاه دیدم هنوز نوبتم نشده! رفتم پرسیدم گفت خانوم اعتبار دفترچه ات تموم شده و اگه می خوای آزاد بده و اما قیمت آزادش برابر با آزمایشگاه های خصوصی بود... خلاصه با اعصابی بسیار بسیار خورد از اونجا خارج شدم و تا امروز دیگه آزمایش ندادم!
حالا من امیدوارم که یه مشکلی تو آزمایشم پیدا بشه تا زود درمانش کنم از شر این ادم خلاص بشم... :دی


