امروز همش تنها بودم... واسه همینم حس غذا درست کردن و غذا خوردن رو هم نداشتم! مامان که سر صندوقه بابام هم به احتمال زیاد خونه عمه ام باشه! ساعت 5 هم هلک و هلک پا شدم رفتم همین اطراف رای دادم! دبیر زیست دوران دبیرستانم اونجا بود و کلی حال و احوال کردیم با هم! منابع ارشد مامایی رو ازم خواست (خودش آقاست) واسه مامایی که نمی خواست یه کار دیگه داشت که برام توضیح داد اما من یادم رفت :دی مثه اینکه با دستگاه تولید مثلی خانوما کار داشت :دی
هوا خیلی گرم بود... موقع برگشتن 3 تا بستنی خردیدم و تا رسیدم آب شدن... یکیشو تا رسیدم خوردم بقیه رو گذاشتم تو فریزر.
این چند روزه همش یه دامن چین چینی پام بود یعنی الانم پامه! بعد وقتی امروز شلوار جینم رو پوشیدم احساس کردم خیلی برام تنگ شده پاچه هاش! یعنی از اولم خیلی چسبون بوند ولی امروز یه جور دیگه بود!!! فکر کنم ادمم دو طرفه شده :دی هنوز نرفتم آزمایش بدم... فردا حتمی باید برم واسه آزمایش... البته اگه خواب بهم امون بده!!!
امروز مثه بچه خوب و مثبت نشستم دو کلوم درست و حسابی درس خوندم! برای اینکه عمقش رو احساس کنید همینو بگم که نکته برداری هم کردم :دی
بعدا نوشت:
همه نتایج حاکی از برد ماهاست... امیدوارم حق به حق دار برسه... از خوشحالی تو پوستم نمی گنجم.... آخــــــــــــــــــــــــــــــــیش!!!


