با اینکه فقط 6 تا امتحان دارم اما هم جزوه هام خیلی زیاده هم اینکه خودم خیلی پراکنده دارم می خونم! نمی دونم چرا اینجوری شدم! همیشه از امتحانات تیر ماه می ترسیدم... آخه خاطره خوبی از امتحانات ترم یک و سه ندارم! دوتاش هم این موقع بوده امتحاناش! ترم یکمون که فاجعه بود و ترم سه مون هم خیلی سخت بوووود! ولی در عوض ترم چهارمون عالی بود... درسامون خیلی سخت بود ولی نمی دونم چرا اصلا زمان امتحانات بهمون سخت نگذشت! تازه ترم چهار معدل الف شدم! :دی
من فقط رسیدم 3 تا از ماظره ها رو ببینم... قبلش خوابگاه بودم و با اینکه می تونستم ببینم اما نرفتم! چون نمی دونستم انقدر باحاله! ای ول به احمدی نژاد! کلی باهاش حال می کنم. خیلی زیرکه و خیلی خوبم بلده مچ گیری کنه!!! من که خیلی دوسش دارم!!!
امروز دقیقا ساعت 12 از خواب بیدار شدم و بعد از اونم نهار درست کردم بعدشم فقط یکمی درس خوندم و حموم رفتم! الانشم که دارم آپدیت می کنم! می ترسم فرجه هام تا اخر همینجوری پیش بره!!! معدلم 6 صدم از 16 کم داره! نمی دونم می تونم برسونم به 16 یا نه! آخه لازمش دارم :دی
انقدر دلم می خواد با فراغ بال بشینم و ویلیامز بخونم که نگووو! ولی فعلا باید درسای خودمو بخونم! این ترم با اینکه یک واحد بارداری داریم اما استاد یه جزوه دیگه داده! فکر کنم جزوه وزارت بهداشته!
پ.ن: پروپوزالمون اینجوری و اینجوری رد شد توسط داوری که استادمون بود!!
حیاط خوابگاه - عصر یکی از روزای خدا!! اونی که سانسورش کوچیکتره منم!! +
با نسیم رفته بودم فنی حرفه ای... مثه شمال بود!!


