تبليغاتX
من یک دختر فروردینی ام

ميدونی چيه؟!

آخر يه روز مي بوسمت !

فوقش خدا منو مي بره جهنم ! فوقش مي شم ابليس !

انوقت تو هم به خاطر اين كه يه « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شی !

جهنم كه امدي ، من اون جا پيدات مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت !

واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كنه جهنم ... !

يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم نداره...

يك روز مي بوسمت !

يكي از همين روزهايي كه مي خندونمت ، يكي از همين خنده هاي تو رو ناتموم مي كنم!

می بوسمت ! و بعد ، تو احتمالا سرخ مي شی ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم...

يك روز مي بوسمت ! يك روز كه بارون مي باره ، يك روز كه چترمون دو نفره شده ، يك روز كه همه

جا حسابي خيسه ، يك روز كه گونه هات از سرما سرخه سرخه،

آروم تر از هر چی که تصورش رو كني ، آهسته ، مي بوسمت...

يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد !

حوصله ي حساب و كتاب كردن هم ندارم !

دلم ترسيده ، كه مبادا از فردا ديگه « عشق من » نباشي!

آخه ، عشق چهار حرفي كلاس اول من ، حالا اون قدر دوست داشتني شده كه براي خيلي ها چهار

حرف كه سهل است ، هزار هزار حرف باشد!

به قول شاعر : عشق كلاس اول ، تنها چهار حرف است ، اما كلاس آخر ، عشق هزار حرف است...

يك روز مي بوسمت !

فوقش خدا منو مي بره جهنم !

فوقش مي شم ابليس ! 

اونوقت تو هم به خاطر اين  كه يه « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شی !

جهنم كه امدی ، من اون جا پيدات مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت !

واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كنه جهنم ... !

يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ! گريه مي كنم و مي بوسمت !

يك روز مياد كه از اون روز به بعد ، من هر روز مي بوسمت !

لبهام را مي ذارم روي گونه هايت

و بعد، هر چه بادا باد :

مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شی ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم...

آخر يه روز می بوسمت...

از وبلاگ پسری با کفش های کتانی