من تحمل این همه سختیو ندارم...........
فرجه ها شروع شده و من اومدم خونه. از وقتی اومدم تا امشی این اولین باره که میام نت! انقدم درگیر دانلودم که اصلا حوصله ی آپیدن رو ندارم
درسام خیلی سخته. از کت و کول افتادم دیگه. داخلی جراحی و فارماکولوژی دیگه اعصابمو خورد کرده
امممممممممممممممممممممممممممممممممم
من تحمل این همه سختیو ندارم آخه ![]()
اگه وقت کردم حتما یه سر به دوستای گل می زنم..... ![]()
+نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت0:50توسط دختر فروردینی |
من و هفته ی آخر دانشگاه
سلام. ساعت ۱۰ تا ۱۲ داخلی و جراحی داشتیم که من دودرش کردم و اومدم سایت. آخه کلی کار دارم... تو این هفته ی آخر ۳ تا کنفرانس دارم... که باید مطالبشونو جمع و جور کنم...
خیلی سرم شلوغه البته مثه همیشه... فرجه ها هم سعی نمی کنم بیام نت چون درسام خیلی سنگینه و نمی خوام که وقتمو تلف کنم. انشالله خوشی ها باشه واسه بعد از امتحانات.
وقتی میام اینجا اصلا حوصله ندارم که آپدیتم بلند و طولانی باشه. اما تو خونه حوصله شو دارم. انشالله بعدا آپدیت طولانی هم می کنم....
+نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت10:12توسط دختر فروردینی |


