تبليغاتX
من یک دختر فروردینی ام











من یک دختر فروردینی ام

گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد! آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی من از چیست... همه گول خوردند
بازم همون
خدای من این همه درس خوندن فقط برای ۴ ساعته! شایدم کمتر... آخه سوالای زمین شناسی همینجوری می مونه!!!!

چند روز دیگه بیشتر نمونده.... هفته ی آینده کارت می دن! می ترسم!

برام دعا کنید... سکته هه رو نزنم شانس آوردم.....

فعلا... دوستتون دارم.... بابای

+نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت2:38توسط دختر فروردینی |
مدرسه هم تموم شد
 

کلاغ پر... گنجشک پر... مانتو  سرمه ای پر... شلوار پارچه ای پر... معلم پر... همکلاسی پر... مدرسه پر...

تموم شد... آره تموم شد... دوشنبه همه چی تموم شد... دیگه از مدرسه خبری نیست... دیگه کسی بهت نمی گه مانتوت چرا تنگه؟ چرا شلوار لی پوشیدی؟ مقنعه ات چرا کوتاهه؟

خلاصه همه چی تموم شد... اما چون فعلا درگیر کنکورم زیاد تو قید و بند تموم شدن مدرسه نیستم

این روزا عینکم بیشتر به چشام نزدیک شده  فکر کنم بعد از کنکور دیگه کور بشم  یه برنامه ریزی درست و حسابی بریا کنکور کردم! امیدوارم وقتم به انژدازه کافی باشه! باید تو هفته تمام کتابامو بخونم و تو دو هفته هم تستاشو بزنم... برام دعا کنید که وقتم کافی باشه....

احتمالا این آخرین پستم قبل از کنکور باشه... اگه شد بازم آپدیت می کنم  آخه من تو خونه سیستم ندارم... بابام جمش کرده  بی خیال درس مهم تره  

دعا یادتون نره... دوستتون دارم... در پناه مهر

+نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت2:37توسط دختر فروردینی |
این روزا
این روزا خیلی بد شده! خودم خسته ام! ذهنم خسته است! فکرم مشغوله!
+نوشته شده در شنبه 6 خرداد1385ساعت2:37توسط دختر فروردینی |
بدون شرح
امروز امتحان ادبیات داشتم.... کسی که ادبیاتش ضعیف باشه هیچ وقت نمی تونه ادبیاتشو قوی کنه اولش که رفتم مدرسه سوالهای بچه های انسانی رو دیدم... وای ی ی ی همشون سخت بودن! رفتم پیش دبیرمون گفتم اینا چی بوده طرح کردین؟؟؟؟  گفت فقط تو ۱۰ دقیقه طرح کردم... گفتم همینه دیگه! انقدر تند طرح کردین که وقت نکردین به بچه های بدبختی که قراره به اینا جواب بدن فکر کنین!

به هار حال رفتیم سر جلسه! سر جلسه فقط می شمردم ببینم ۷ می گیرم یا نه! ولی فکر کنم بگیرم

اینم ازاحوال امروز ما

خدا کنه قبول بشم

+نوشته شده در شنبه 6 خرداد1385ساعت2:35توسط دختر فروردینی |