تبليغاتX
من یک دختر فروردینی ام











من یک دختر فروردینی ام

گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد! آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی من از چیست... همه گول خوردند
happy birth day
 

1-2-3................16-17... حالا هم 18! دیدی چقدر زود به عدد 18 رسیدم... خیلی زود... زود تر از اونی که فکرشو می کردم! آره دیگه... امروز روز تولدمه... امروز 18 سال از اون روز میگذره! خیلی جالبه نه! اینکه من انقدر تند تند دارم بزرگ می شم! نمی دونم... ولی فقط اینو می دونم که امروز 18 ساله شدم! خوشحالم... خیلی خوشحالم... خوشحالم از اینکه تونستم یک سال دیگه رو با موفقیت بگذرونم... خدایا شکرت...

یادش بخیر پارسال روز تولدم یه سند تو آل کردم برای بچه های مسنجر... انگاری دیروز بود... ولی امروز تو وبلاگم دارم خبر تولدم رو می دم! بچه ها هم هر کدوم یه جورایی در حد بضاعتشون تولدم رو تبریک گفتن!

حالا امروز من 18 ساله شدم... 18 بهار , 18 تابستون , 18 پاییز و 18 زمستون... جالبه نه! برای من که خیلی جالبه.... جالبش اینجاست که زمان همینجوری داره میگذره و ما داریم فقط نگاش می کنیم! هیچ کاری هم از دستمون بر نمی آد!

امروز خیلی خوشحالم! امیدوارم که 18 سالگی هم مثه 17 سالگی ام پر از موفقیت برام باشه! بیشتر و مهم تر از همه موفقیت تو کنکور رو می خوام... (خدایا خواهش می کنم)... 17 سالگی که در کل خیلی خوب بود! همش درس, همش تلاش... همش موفقیت(البته به نظر خودم)

احساس می کنم که 18 سالگی ام بهتر از سالای گذشه است! شاید به خاطر اینکه می خوام وارد یه مرحله جدید از زندگی ام بشم! اما اینبار می خوام یه طور دیگه این سال رو شروع کنم... کاملا متفاوت با سالای گذشته! می خوام یکی دیگه بشم(البته فقط از چند جهت... نه اینکه کلا یکی دیگه بشم...! محاله!!!)

از همه بچه هایی هم که پیشاپیش تولدم رو تبریک گفتن هم خیلی خیلی ممنونم... انشالله یه روزی جبران می کنم! از مامان و بابای عزیزم هم که به خاطر من تو خرج افتادن(واسه کادوی تولدم) خیلی خیلی ممنونم... دستشون رو هم می بوسم!

انشالله سال دیگه این موقع بازم زنده باشیم و همین جا جشن تولد بگیریم! دوستتون دارم... در پناه مهر

+نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت2:31توسط دختر فروردینی |
 

سلام خدمت تمام دوستای گلم... به خاطر یه سری مسائل مجبور شدم که برای اینجا رمز بذارم.... اما فکر کنم که همه چی داره به خوبی و خوشی میگذره! خدا رو شکر!

پس فردا هم تولدمه... تولدمه تو خونه ی خودم می گیرم! فعلا تا اینجا هست پرپرواز تعطیله! امیدوارم که بازم مثه قبل از این وبلاگ استقبال کنید!

دوستتون دارم... در پناه مهر

+نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1385ساعت2:30توسط دختر فروردینی |

براي تو و خويش

چشماني آرزو مي كنم

كه چراغ ها و نشانه ها را

در ظلمات مان

بيند

گوش كه صدا ها و شناسه ها را

در بيهوشي مان بشنود

براي تو و خويش ، روحي

كه اين همه را

در خود گيرد و بپذيرد

و زباني

كه در صداقت خود

ما را از خاموشي خويش

بيرون كشد

و بگذارد

از آن چيز كه در بندمان كشيده است

سخن بگوييم!

+نوشته شده در جمعه 4 فروردین1385ساعت2:29توسط دختر فروردینی |