تبليغاتX
من یک دختر فروردینی ام











من یک دختر فروردینی ام

گاهی خنده بیخ گلویم را می گیرد! آخرش هیچ کس نفهمید ناخوشی من از چیست... همه گول خوردند

 سلام... دوباره بعد از مدتها اومدم كه باز براتون آپديت كنم... البته هم براي خودم هم براي شما.... ديگه كمتر از اوني هم كه مي تونستم بيام بايد بيام... چون ديگه بابام اجازه نمي ده حتي از خونه بابابزرگم هم آن بشم! مي گه اينجوري كلي خرج مي ذاري رو دستشون! چه مي دونم ديگه بايد بسوزم و بسازم... شما اگه بودين چه حالي مي شدين... تازه من با وجود كامپيوتر تو خونه هم باز هم فقط درس مي خوندم! كم كم ديگه دارم عقده اي مي شم هاااااااااااااا!

اين روزا دوباره سر خودمو شلوغ كردم... طوري كه تا شهريور اوضاع به همين صورت ادامه پيدا مي كنه! يعني اينكه رفتم تو يه موسسه زبان ثبت نام كردم... موسسه شكوه! حتما تهراني ها مي شناسنش! تا اونجايي كه مي دونم خيلي معتبره! گفتم قبل از اينكه برم دانشگاه چند تا مدرك از چيزاي مختلف بگيرم و برم! حرف خنده داري مي زنم؟؟؟؟ خب ديگه ايني كه داره آپ ديت مي كنه كوثره ديگه! همه فكري مي زنه به سرش

ديگه نمي دونم چي بگم

درسا كه خوب خوب داره پيش مي ره... دبيرها هم بيشتر از گذشته دارن به من علاقمند مي شن(دبير زبان و اين حرفا...)! چند وقت پيش هم كنكور آزمايشي گزينه 2 دادم.... خيلي هم بد دادم... همه درصدام دور و ور 50 بودن... فيزيك هم يه صفر مبارك! البته زبان نزديك 70 زدم و بقيه درسا هم همينطور اما ميانگين درصدام به خاطر بعضي درسا مثه فيزيك و زيست و رياضي پايين اومد... خنده از ته دل

ديگه اينكه بايد اين مطلب رو سريع پست كنم... چون الانه كه بابام صدام كنه بيا بريم خونه...... دوستتون دارم... در پناه مهر

+نوشته شده در جمعه 27 آبان1384ساعت2:17توسط دختر فروردینی |

 سلااااااااااااااااااااام..... خوبيد.... آآآآآآآآآآخيش دوباره تونستم آپديت كنم. خب ديگه خوبيد... چيكارا مي كنيد... من نيستم خوش ميگذره؟! ماه رمضون هم تموم شد... خوب بودا ! منتها ما بچه درسخونا(!) از درسامون بدجوري افتاديم.... الانم كه ديگه تموم شده... اميدوارم شما تونسته باشين كه تمام اين ماه رو روزه بگيرين.... نه مثه من!!!!! تازه بايد از هفته آينده روزه هايي كه نگرفتم رو بگيرم.... شانسه ها

روز تعطيلي خانوادگي اومديم خونه بابابزرگم. به خاطر همين هم هست كه الان در خدمت شما هستم

******************************

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش

******************************

اين شعر قشنگ رو هم نمي دونم از وبلاگ كي دزديدم(!)... خلاصه مال هر كي هست ما رو حلال كنه.... آخه اين شعره خيلي نازه... چيكار كنم ديگه خوشم اومد و..... ورش داشتم

رنگ اين نوشته ها رو هم به خاطر نيما كه مي گفت نمي تونم بخونم به مشكي تغيير دادم.... اميدوارم الان ديگه بتونه بخونه

خب ديگه حرفام تموم شدن.... اين مطلب رو هم به خاطر اونايي نوشتم كه گفته بودم بيام و آپديت كنم

دوستتون دارم..... در پناه مهر

+نوشته شده در جمعه 13 آبان1384ساعت2:13توسط دختر فروردینی |
عیدتون مبارک
سلام بچه ها.... خوبید

بعد از مدتها اومدم

اومدم که عید رو بهتون تبریک بگم

امیدوارم که از این ماه مبارک بهترین استفاده رو برده باشین

دوستتون دارم

بای

+نوشته شده در سه شنبه 3 آبان1384ساعت2:13توسط دختر فروردینی |
شبای نیایش
شايد اون لحظه تو اين دنيا نيودم... يه حس ملكوتي به من دست داده بود! سنگيني اون كتاب روي سرم جاشو به عظمت داده بود! آره همون عظمتي كه تو اين ماه مبارك نازل شده بود. اون لحظه تعلقم رو از هر چيز دنيايي و مادي از دست داده بودم. وقتي خدا رو به 14 معصومش قسم مي دادم با خودم فكر مي كردم چه آدم گناهكاري ام كه براي بخشيده شدن نياز به اونها دارم! به هر حال از عمق وجودم فرياد مي زدم... بك يا الله... چه لحظه نابي بود... مي دونم كه تا سال آينده همچين فرصتي رو ندارم و مي دونم كه اگه تو اين شبا بخشيده نشم ديگه بخشيده نخواهم شد و حسابم با.... دو شب ديگه مونده... كي ميدونده كدوم يكي از اين شباس... چه فرقي مي كنه! همشون برامون عزيزن. عزيز و ناب.... كه اگه غفلت كنيم به اندازه يك سال پشيماني به دنبال خواهد داشت اون لحظه آخر خيلي دعا كردم... هم واسه خودم و هم واسه دوستام... دعا كردم براي اونايي كه همديگه رو دوست دارن... و مخصوصا براي خودم... براي خودم كه واقعا مثه يه كلاف تو هم پيچيدم... واسه خودم كه نمي دونم چي كار بايد بكنم... با همه چيزايي كه برام پيش اومده ولي همه رو سپردم دست خودش... گفتم اين ريش... اينم قيچي... هر جور دلت مي خواد كوتاهش كن... براي اوني كه به خاطر من داره خودشو نابود مي كنه... براي كسي كه ارزش اين همه دوست داشتن رو نداره... براي اوني كه..... نمي دونم چي گفتم ولي همه رو سپردم به اوني كه مي دونه بايد چيكار كنه گفتم خدايا 13-12 سال از عمرم رو نذار هدر بره... منم كه مي دوني دارم تلاش مي كنم... پس تلاشمو بي نتيجه نذار.... توكل كردم به تو براي همه و همه... اميدوارم از اين شبا و لحظه هاي عزيز به خوبي بهره مند بشيد.... با بعد.. در پناه مهر
+نوشته شده در دوشنبه 2 آبان1384ساعت2:12توسط دختر فروردینی |
شبای نیایش
شايد اون لحظه تو اين دنيا نيودم... يه حس ملكوتي به من دست داده بود! سنگيني اون كتاب روي سرم جاشو به عظمت داده بود! آره همون عظمتي كه تو اين ماه مبارك نازل شده بود. اون لحظه تعلقم رو از هر چيز دنيايي و مادي از دست داده بودم. وقتي خدا رو به 14 معصومش قسم مي دادم با خودم فكر مي كردم چه آدم گناهكاري ام كه براي بخشيده شدن نياز به اونها دارم! به هر حال از عمق وجودم فرياد مي زدم... بك يا الله... چه لحظه نابي بود... مي دونم كه تا سال آينده همچين فرصتي رو ندارم و مي دونم كه اگه تو اين شبا بخشيده نشم ديگه بخشيده نخواهم شد و حسابم با.... دو شب ديگه مونده... كي ميدونده كدوم يكي از اين شباس... چه فرقي مي كنه! همشون برامون عزيزن. عزيز و ناب.... كه اگه غفلت كنيم به اندازه يك سال پشيماني به دنبال خواهد داشت اون لحظه آخر خيلي دعا كردم... هم واسه خودم و هم واسه دوستام... دعا كردم براي اونايي كه همديگه رو دوست دارن... و مخصوصا براي خودم... براي خودم كه واقعا مثه يه كلاف تو هم پيچيدم... واسه خودم كه نمي دونم چي كار بايد بكنم... با همه چيزايي كه برام پيش اومده ولي همه رو سپردم دست خودش... گفتم اين ريش... اينم قيچي... هر جور دلت مي خواد كوتاهش كن... براي اوني كه به خاطر من داره خودشو نابود مي كنه... براي كسي كه ارزش اين همه دوست داشتن رو نداره... براي اوني كه..... نمي دونم چي گفتم ولي همه رو سپردم به اوني كه مي دونه بايد چيكار كنه گفتم خدايا 13-12 سال از عمرم رو نذار هدر بره... منم كه مي دوني دارم تلاش مي كنم... پس تلاشمو بي نتيجه نذار.... توكل كردم به تو براي همه و همه... اميدوارم از اين شبا و لحظه هاي عزيز به خوبي بهره مند بشيد.... با بعد.. در پناه مهر
+نوشته شده در دوشنبه 2 آبان1384ساعت2:12توسط دختر فروردینی |
 

سلام به تمام دوستاي گل خودم... خوبيد؟ اميدوارم تو اين روزا بتونيد از لحظاتتون به خوبي استفاده كنيد.

امشب هم دومين شب احياست. من و مامانم كه حتما با هم مي ريم مسجد. خيلي خوبه.... اميدوارم همه مون بتونيم از اين فرصتي كه در اختيار داريم به خوبي استفاده كنيم. از ماه رمضان هم كه حدودا 10 روز مونده. اين هفته هم كه به خاطر شباي قدر هيچ سريالي رو نشون نمي دن... واي ي ي من كه مي ميرم واسه متهم گريخت. بعد از افطار همه مون مي شينيم پاي اين سريال... اگه پخش نشه ديگه افطار حال نمي ده!

هواي اينجا هم يه هويي به سردي گراييد. شب خوابيديم و صبح كه بلند شديم ديديم از سردي هوا داريم به خودمون مي لرزيم! هواي سرد از هواي گرم خيلي بهتره! ولي من از هواي سرد هم گريزونم... تحملش رو ندارم.... ياد اون روزايي مي افتم كه صبح ها قبل از اينكه برم مدرسه مجبور بودم وضو بگيرم و دستم رو تا بالاي آرنج خيس كنم! واي ي ي چه سرد بود! يا اينكه موقع مدرسه رفتن مجبور بودم يه سوييت شرت زير چادر بپوشم! قيافه ام خيلي ضايع مي شد! مجبور بوديم ديگه

*****************************

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

این منم چون گل پرپر که نشستم سر راهت

تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

اگه من نمردم از عشق تو بدون که رو سیاهم

اگه عاشقی یه درد، چه كسي آن درد رو نديده

تو بگو كدوم عاشق، رنج دوري نكشيده

اگه عاشقي گناه، ما همه غرق گناهيم

ميون اين همه آدم، يه غريب و بي پناهيم

تو ببين به جرم عشقت‌ پرپروازم بستند

تو نديدي من مغرور چه بي صدا شكستم

چه بگم وقتي كه عاشق، زخمي تيغ هلاكه

همه بال و پر زدن‌اش رقص مرگي روي خاكه

*****************************

اين شعر رو هم فكر كنم يه روزي تو وبلاگ بهنوش(التماس) ديدم.... به نظرم خيلي قشنگ اومد... به خاطر همين گذاشتمش اينجا... البته با ذكر منبع.بهنوش يه وقتي نياي سراغم ها

فعلا تا آخر رمضون من به خودم مرخصي دادم كه درس نخونم! البته نه اينكه هيچي نخونم. بايد بخونم . چون من 20 آبان مرحله اول كنكور آزمايشيمه. بايد خودمو آماده كنم. البته براي اين مرحله حجم درسام زياد نيست... مي تونم خودمو برسونم.

*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ *****
________xxxxxxxxx______xxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
____________xxxxxxxxxxxxxxxxx
_______________xxxxxxxxxxxx
_________________xxxxxxxxx
__________________xxxxx
___________________xxxx
___________________xxx
__________________xx

اينم يه قلب خوشگل براي شما. اميدوارم كه خوشتون بياد. تا آپديت بعدي.... در پناه مهر

+نوشته شده در دوشنبه 2 آبان1384ساعت2:6توسط دختر فروردینی |